نويسنده : (کوچه گرد...) ; ساعت ۱:٥٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٧ اردیبهشت ۱۳۸٦

 
عشقبازي به همين آساني است ...
كه گلي با چشمي
بلبلي با گوشي

رنگ زيباي خزان با روحي

نيش زنبور عسل با نوشي
كار همواره باران با دشت
برف با قله كوه

رود با ريشه بيد

باد با شاخه و برگ
ابر عابر با ماه
چشمه اي با آهو
بركه اي با مهتاب
و نسيمي با زلف
دو كبوتر با هم
و شب و روز و طبعيت با ما
عشق بازي به همين آساني است ...
شاعري با كلماتي شيرين
دست آرام ونوازش بخش بر روي سري

پرسشي از اشكي

و چراغ شب يلداي كسي با شمعي
عشق بازي به همين آساني است ...
كه دلي را بخري

بفروشي مهري

شادماني را حراج كني
رنجها را تخفيف دهي
مهرباني را ارزاني عالم بكني

و بپيچي همه را لاي حرير احساس

گره عشق به آنها بزني
مشتري هايت را با خود ببري تا لبخند
عشق بازي به همين آساني است ...

 به همين آساني ...