نويسنده : (کوچه گرد...) ; ساعت ۱٢:۳۱ ‎ب.ظ روز شنبه ٥ آبان ۱۳۸٦

به آسمان نگاه مي كنم، آبي نيست

غرق درآبم، اما تنگ من دريا نيست

دل من بشكسته است

و دلم تنگ تر از هر قفس است

ماهي تنگ بلورم ، جاي من اينجا نيست

پس اين فاصله ها، دور ز دريا

خانه ام اينجا نيست...

همه روياي شبم، آبي درياهاست

خانه ام دورترين روياهاست

من دلم مي خواهد درهمين خواب بميرم

غرق درآب شوم، جان دهم، ساده بميرم

من در اين شهر غريب

خسته از ديدن هر ديدني ام

من در اين تنگ بلور

از دريا دور،

غرق در رويايم...

من دلم مي خواهد در همين خواب بميرم

غرق درآب شوم،

جان دهم، ساده بميرم

ماهي تنگ بلورم...