نويسنده : (کوچه گرد...) ; ساعت ۱٠:٤٧ ‎ق.ظ روز شنبه ٦ بهمن ۱۳۸٦

رو در و ديوار اين شهر

همش از تو يادگاره

توي اين كوچه ي تاريك

منو تنها نمي ذاره

ياد حرفهاي قشنگت

كه تو قلبم لونه مي كرد

ياد دلتنگي چشمات

كه منو بهونه مي كرد

ميزنه آتيش به جونم

پس كجايي مهربونم؟

آخه من ترانه هامو

واسه ي كي پس بخونم؟

دل من هواتو كرده

تو كجايي نازنينم؟

كاشكي بودي و ميديدي

بي تو من تنهاترينم

ميشينم منتظر اينجا

تا تو برگردي دوباره

تا بشيني پاي حرفهام

بريم تا ماه و ستاره

مي دونم مياي يه روزي

يه روزي كه خيلي ديره

يه روزي دل شكستم

سر اين كوچه ميميره...