بیگناه...

     همین بود...

     هر چه بود همین بود

     نه دروغ بود و نه خیال

     همین رویاهای دوست داشتنی

     همین آرزوهای محال

     هرچه بود باران بود و بغض ابر

     و دلی با واژه ی صبر

     همین دوست داشتن های پنهانی

     دل بستن به نگاهی بارانی

     هرچه بود داشتن تو بود و نگاهت

     و باز هم دلتنگی

     هرچه بود همین بود...

     نمی دانم چه شد که من ماندم و سکوت

     من ماندم و این همه بی تابی

     من ماندم و شبهای تاریک

     شبهای بدون مهتاب، شبهای تنهایی...

     می دانم، تقصیر تو نبود!

     تو بیگناهی!

    

                              (کوچه گرد...)

/ 21 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
همراز(غروب غم)

سلام کوچه مهتاب ممنون که همیشه به من سر می زنین واقعا قشنگ بود موفق باشی من هم آپم خوشحال می شم ببيينمت

گندم

ســــــــــــــــلام یه خبر جدید اپ کردم بدووووووووووووووو بدووووووووو بیا زووووووووووووووووووود

گندم

ببخش اينهمه دير می يام...يه هفته بود که نيومده بودم نت...خيلی سرم شلوغه

ساسوشا

آری..هيچ کس مقصر نيست..هيچ کس..

هلو!!!

منم حسابی شوک زده شدم وقتی فهمیدم تنها موندی!

کوچه غريب

عزيزم آنشب برا ی اثبات بی گناهیم سايه ام را نقاشی کردم تمام ابر ها بر من باریدند و بی آنکه بدانم عشق چیست ؟ عاشق شدم باران دستان احساسم را در بند می کرد[] تا مبادا بنویسم : دوستت دارم وشب بوها مدادم را در لا به لای برگهای خود پنهان می کردند آری بی آنکه بدانم گناهم چیست؟ به صلیب حسرت کشانده شدم اکنون بگو با اینهمه جریمه های آتشین من چه کنم

ZeYnAb

آره هميشه اين خود ماييم که گناه کاريم! اين خودمونيم که با سکوت بيجامون دوست داشتن و عاشق بودنمون رو پنهان می کنيم و.... بعد ناگهان همه چيز فقط تبديل می شه به يه رويا... و ما دلمون رو خوش می کنيم به رويا هامون و آرزو ها و صبر می کنيم تا معجزه ای شود

سلام اره مجید باز بهم ریختم و باز شدم همون الهه چند ماه پیش که حسابی قاط زده.. با کامنتی که قبل از من هم گذاشتن بیشتر بهم ریختم همه چی تبدیل میشه به رویا من که دیگه ار حد رویا گذشته باید بریزم دور یا دفنشون کنم ولی نمی تونم.. چرا ما ادما اینقدر فرق داریم یکی سریع فراموش میکنه و یکی مثل من..

الهه

باز اسمم يادم رفت

هيچکس

سلام دوست گلم اميدوارم که در همه مراحل زندگی و وبلاگ نويسيت موفق و پيروز باشی...