بگذار بگریم...

یادم نمی رود

غریبانه ترین شبی را

که به خوابم آمدی

شبی که تمام شعرها

برایت نوحه می خواندند

و درختان همه از

گریه های رقیه ات

خیس بودند

یادم نمی رود

شبی که به مادرت زهرا قسم می خوردم

و تو زیبای هستی را

فریاد می زدم

ای پسر فاطمه، دریاب مرا

دریاب مرا

تورا به ناله های زینبت

که از گوش زمین و زمان بیرون نمی رود

دریاب مرا

تورا به آن چشمهای سرخ ناقه ای

که از گریستن باز نمی ماند

دریاب مرا

مرا که هنوز نمی شناسمت

آه، چه کنم

که چون محتشم

شبهای محرمت را نمی سرایم

چه کنم، ناتوانی رنجورم

چه کنم؟

به راستی مرد می خواهد

مرد می خواهد تا برایت بسراید

بگذار فقط بگریم

و احساس طوفانی ام را

با زمزمه ی نام تو

آرام کنم

برای من

سعادت گریستن کافی است...

 

                            (کوچه غریب...)

 

/ 20 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ستاره

کوچه غریب؟! داداش کوچه مهتابه؟! هرچه بود ...[گل] ای کاش سعادت گریستن نصبیمان می شد!!!

ستاره

[گل]

خودت حدس بزن

سلام خیلی وقت منتظر آپ جدیدت بودم . کجا بودی ؟ نمیخوای بیای. اگه یادت اومد بیا [گل]

خودت حدس بزن

کجاااااااااااااایی ؟

کوچه گرد

نمی تونم خودم حدس بزنم!!! راهنمایی کن، حتما سر میزنم! من اینجام... توی کوچه!

غزل بانو

کوچه گرد کجاست تو کوچه دستهاش پر از کلوچه چی میخوره آلوچه آلوچه باغ بالا اگه میخوای آپ کنی بسم الله. -------------- دلتنگ نوشته هاتم زود بیا دیگه [گل][گل][گل]

تنهاترین غریبه

سلاممممممممممم به کوچه مهتابی که دوباره نور باران شده ... خوبی ؟ خوشی؟ می بینم حدس نزدی باوفاااااا..... چه زود جزیره من رو یادت رفت .... من که کوچه مونو هیچ وقت فراموشش نکردم . اگه یه مدت نیومدم نبودم . امیدوارم خوش و خرم باشی کوچه .[گل]