شبگرد تنها...

    قدم در کوچه های شب گذارم

    به گامی کوچه ها را می سپارم

    نمی دانم به دنبال چه هستم

    هدف یا مقصد ثابت ندارم

   

    مرا امشب محیط خانه تنگ است

    پریشانم، ملولم، بی قرارم

    زاینرو من زدم از خانه بیرون

    که شب را در خیابانها سرآرم

   

    خیابان تهی غرق سکوت است

    فقط من عابر این رهگذارم

    در میخانه ها بستند و رفتند

    ولی پیمانه ای آید به کارم

   

    چو مستانه روم بر کوی و برزن

    بگریم نیمه شب بر حال زارم

    منم آن غمدل شبگرد و تنها

    که آرامی ندارد روزگارم

   

    کنون در این شب پاییزی سرد

    منم اواره ای غمگین و شبگرد

    سکوت خالی این کوچه ها را

    صدای پای من امشب فنا کرد

   

    به همراهش صدای خش خش برگ

    همان خشکیده برگ مرده و زرد

    که گویا از نگاه زندگانی

    چو من افتاده و گردیده او طرد

   

    منم افتاده از چشمان عشقم

    چو اینگونه شدم ویلان و شبگرد

    مرا تنهایی و درد و جدایی

    به شبها رهگذار کوچه ها کرد

   

    کنون تنها به اشکی غمگنانه

    خموشم در نداری های همدرد

    مرا تنهایی و بی همزبانی

    به قلب پر چنین لب بسته پرورد

   

       

                                  (آشیانه شعر-شیدا)

/ 11 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی

[گل]

گندم

اوه اون قبلی رو خصوصی دادم حواسم نبود[نیشخند]

ندا

مرا امشب محیط خانه تنگ است پریشانم ملولم بی قرارم [گل][گل][گل] مرسی از لینک آپم ...منتظرتم

۩۞۩خدایی که شکست خورد ۩۞۩

سلام بیخود نبود که از همه متنفر بودم.با آن که بسیار جوان بودم و هنوز چیزی از راه و روش رفتار این مردمان دون نمی داستم.اما متنفر بودم.شاید کسی در درونم از آن سوی وجود که به ابتدا و انتهایش دسترسی نیست ،حرفی زده بودند.شاید کسی که هیچ وقت وجود نداشت در گوشم زمزمه ای کرده بود که قاطعانه به تنفر عشق می ورزیدم.شاید من قبل از نامردی این نامردمان گوشه ای از تنهایی به گونه ای روحانی مرده بودم... * * * * * * * * به روزم با ****** ***********."شاید..."!!!!

مینا

سلام مجید جان خوبی؟ خیلی خوشحال شدم اومدی طبق معمول همیشگی عالی زیبا بهترین موفق باشی[گل][گل][گل]

رها 2

این شعر و فالو حالو مالو تختو بختتم خیلیییییییی غم انگیز بود چرا چکاوکت رفت ؟؟؟؟؟؟؟ [ناراحت] مثه من نشیاااااااااااا از این حال در بیا [ناراحت]

فرزانه شیدا

[گل][گل][گل]ممنونم مجید د عزیز که یادی از شعرمن در وبلاگت داشتی باعث شادیم شد امید همواره شاد باشی وسبز وبهاری تقدیم به رسم شیدائی : http://www.iricap.com/images/other/vijehnameh-2.jpg

عاطفه

کنون در این شب پاییزی سرد منم اواره ای غمگین و شبگرد سکوت خالی این کوچه ها را صدای پای من امشب فنا کرد [گل][گل][گل][گل][گل][گل]

مهدی

سلام من آپم دوست داشتي بهم سر بزن با 5 يا 6 تا نظر مارو [لبخند]كن[گل]