نگاهم به دنبال توست...

     تو را دوست ندارم، نه دوستت ندارم...
     اما هنگامی که نیستی 
                          غمینم
     و به آسمان آبی بالای سرت
     و اخترانی که تو را می بینند
     رشک می برم

     تو را دوست ندارم...
     اما نمی دانم چرا
     آنچه میکنی در نظرم بی همتا جلوه می کند
     و بارها در تنهایی از خود پرسیده ام
     چرا آنهایی که دوستشان دارم
     بیشتر شبه تو نیستند

     تو را دوست ندارم...  
     اما هنگامی که نیستی
     از هر صدایی بیزارم
     حتی اگر صدای آنانی باشد که دوستشان دارم
     زیرا صدای آنها
     طنین آهنگین صدایت را در گوشم می شکنند

     تو را دوست ندارم...
     اما چشمان گویایت
     با آن آبی عمیق و درخشان
     بیش از هر چشم دیگری بین من و آسمان آبی قرار می گیرد

     آه میدانم که دوستت ندارم
     اما افسوس دیگران دل ساده ام را
     کمتر باور دارند
     و چه بسا به هنگام گذر از کوچه 
     می بینم که بر من می خندند
     زیرا آشکارا می نگرند
     نگاهم به دنبال توست...

/ 22 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سرنا

يه دوستی داشتم که ۲ سال عاشق همکارش بود روش هم نمی شد بهش بگه آخرش دلشو زد به دريا و به دوست پسره گفت که بره با اون پسره حرف بزنه و بگه که دوست من اونو دوست داره خيلی غير مستقيم اما دوست پسره بهش گفت بی خيال اين پسره شو اين پسره يه دختره رو می خواد و هفته ديگه هم می خواد ازش خواستگاری کنه خدا می دونه دوست من چه روزگار بدی داشت رو به مرگ بود هر روز هزار بار مرگشو از خدا می خواست يه طوری هم بود که پسره رو هر روز ميديد چون با هم همکار بودند تو اين يه هفته باور کن ۱۰ کيلو لاغر شد هفته بعد يه روزی که پشت ميزش نشسته بود پسره از در می ياد تو و بهش می گه من می خواستم ازت خواستگاری کنم اون دختری رو که دوستم گفته بود دوسش دارم تو يی اما حرف دوستم رو اون موقع که توی اون موقعيت بود هيچوقت يادم نمی ره هميشه می گفت من لبه يه پرتگاه ايستادم که يا از اين طرف می افتم يا از اون طرف اما بايد يادم باشه از هر طرف بيفتم خواست اون بوده و خدا اينو می خواد و حتما يه حکمتی توش هست

سرنا

يکی ديگه از همکارای پسرم تعريف ميکرد که يه دوستی داشته و اون با يه دختری توی همسايگيشون دوست بوده زمانی که موقع ازدواجش می رسه قبل از اينکه از پسره بپرسن قراره خواستگاری رو با يه خانواده می ذارن و از پسره می خوان که با اون دختری که اونها خواستن ازدواج کنه پسره خيلی خودشو به آب و آتيش می زنه اما هيچ کاری نمی تونه بکنه بالاخره تصميمشو می گيره و با دوست دخترش به هم می زنه باکلی گريه از هم جدا می شن هفته بعد پسره می ره خواستگاری اون دختری که خانوادش معرفی کرده بودند وقتی دختر ه از در می ياد تو می بينه دوست دخترشه همونی که باهاش به هم زده بوده

سرنا

اينها نشون می ده که بايد اميدوار باشيم گلم دلم می خواد در موردت بيشتر بدونم من همه داستانم رو توی وبلاگم نوشتم تو هم اگر نوشتی آدرس بده بيام بخونم بازم بهت سر می زنم

سايه روشن

راستشو بخوای نمی دونم بايد چی بگم ... ياد روزگار خودم می افتم ..بی خيال به روزم و منتظر

شادی

مثل هميشه عالی نوشتيد... خيلی عاشقي... اميدوارم هميشه همين طور بمونيد خيلی ممنون که بهمون سر می زنيد... متاسفم که کمتر می تونم بيام

سلمان خان از يندرعباس

سلام من سلمان هستم از بندرعباس متولد 1368/7/20 و رشته معماري ميخونم حالا اگر مايل بودي خودت رو معرفي كن(اسم،سن،شهر،رشته تحصيلي)وهر چيز ديگري كه تشخيص دادي من بدونم... اينا وبلاگ هاي منن اگر مايل بودي سر بزن(نظر هم بده) خوشحال ميشم. www.shahsavarr.persianblog.ir www.daftare_eshgh2.mihanblog.com www.architect_bnd.mihanblog.com www.khorshede_poshteabr.mihanblog.com و اين هم وبلاگ تيم فوتسال شهسوار كربلا هستش كه امسال توي كل استان هرمزگان اول شد و اگر به وبلاگ هاي خودم سر نميزني ولي حتما به اين وبلاگ سر بزن و نظر هم بده.... www.shahsavarfc.blogsky.com من هم يكي از بازيكناي تيم فوتسال شهسوار كربلا به اسم سلمان خان از بندرعباس حالا ديگه من يه آسموني تنهام Id:delam_grefte_asemon در پناه حق يا علي خدا نگهدار...

مینا

سلام دوست عزیز وبلاگ من تغییر کرده خوشحال میشم اگه توی لینکت هستم آدرس اونو تغییر بدی http://justeshgh.blogfa.com راستی یه جشنی توی وبلاگم گرفتم جشن تولده شما هم دعوتی قابل دونستی بیا خیلی زیبا بود موفق باشی

رنگين کمون

تو بزرگ شدی ديگه؟!دلت رنگين کمون نميخواد؟!ميای به منم سر بزنی؟

فاطيما

آدم ها دهانشان را به شيشه قراردادها می چسبانند و از نفس هايشان بخاری براين شيشه ايجاد ميشود و اين بخار آنها را از زندگی کردن از عشق ورزيدن بازمی دارد...(بوبن) کاش همه ما روزی اهلی بشيم...

شبنم (کودکانه)

ترا دوست ندارم اما روز و شبم بی تو يکيست ! ~~~~~~~~~~~~ به روزم .....