دريا دل...

به من گفتی که دل دریا کن ای دوست
همه دریا از آن ما کن ای دوست
دلم دریا شد و دادم به دستت
مکش دریا به خون
، پروا کن ای دوست
          مکش دریا به خون پروا کن ای دوست

کنار چشمه ای بودیم در خواب
تو با جامی ربودی ماه از آب
چو نوشیدیم از آن جام گوارا
تو نیلوفر شدی، من اشک مهتاب
          تو نیلوفر شدی، من اشک مهتاب

تن بیشه پر از مهتابه امشب
پلنگ کوه ها درخوابه امشب
به هر شاخی دلی سامون گرفته
دل من در تنم بی تابه امشب
          دل من در تنم بی تابه امشب

به من گفتی که دل دریا کن ای دوست...

                                                    (زنده یاد سیاوش کسرایی)

/ 13 نظر / 21 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سهيلا

سلام ممنونم از حضورت آرزو می کنم لحظه هايت هميشه بارانی باشد

آرزو

سلام ممنون اومدی انتخاب شايسته ايست موفق باشی

@@

سلام اینم از آدرس جدید وبلاگم ، اگه میشه لینکش کن alirezablog.wordpress.com قصه اون وبلاگ همون جور که گفته بودم تموم شد!

هلو!!!

آره واقعا یادش گرامی باشه

نيلوفر حسينى خواه

من اولين بار اين شعرو با آهنگ خانوم شکيلا شنيدم خيلی زيباست ممنون از نظری که برای شعرم گذاشتين.پاسخ شما رو تو همون قسمت نظرات اون شعر دادم

افسانه

يلدا يعني يادمان باشد زندگي آنقدر کوتاه است که يک دقيقه بيشتر با هم بودن را بايد جشن گرفت . يلدا مبارک .

ستاره

سلام بر کوچه مهتاب ستاره ای آسمون کهکشون مهربونی ببخشید من یه مدت سهیل شدم چه کار کنیم دیگه عاشق ستاره سهیل بودن باعث می شه آدم خودش سهیل شه بابت نظراتت ممنون و این آخرین نوشتت خیلی خاطره انگیزه راستش یهو دلم هوای شمال کرد

ZeYnAb

هممم، کاش اين جناب دوست پروا می کرد..... عيدت و يلدايت هم مبـــــــاارک

عاطفه

سلام مجيد جان همسايه شب يلدات مبارک باشه اميدوارم شب خوبی رو در کنار عزيزانت بگذرونی واسه منم دعا کنی ها

کوچه غريب