باران زده...

   دو چتر ساده

   دو چتر عاشق

   دو دست پاک و نجیب

   سایه به سایه هم

   همیشه همراه هم

   همیشه در تعقیب

   در تند باد حادثه ها

   در جادهای پر فراز و نشیب

   شانه به شانه هم

   مثل دو عاشق، دو دلداده، دو نیمه سیب

   و آسمان حسود...

   آسمان بغض آلود

   آسمانی تیره با فکر تخریب

   تمام بغض خیسش

   به چترها رسید

   سکوت جاده شکست

   با یک صدای مهیب...

   دو چتر صاعقه خورده

   دو چتر شکسته

   دو دست خیس و غریب

   کوچه ماند و کوچه گرد

   چشمهای باران زده

   و عشق

   چون مصلوبی به صلیب...

                             (کوچه گرد...)

/ 13 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آ رزو

خيلی زيبا و با احساس بود

ترنم

سلام شعر قشنگی بود. خيلی قشنگ. انگار ته همه کوچه ها ادم می مونه با تنهايی خودش!

سهيلا

دل ما دلواپس شکوه افتاب صليب هر ستاره در بامداد نشود مسيحی خفته در قاب شعر زيبايی بود.

عاطفه

سلام.. خداحافظی رو فقط بابت شعرش نوشته بودم و يه اتفاق که يادم بمونه.

سهيلا

سلام ممنون که ميای و می نويسی. من جوابتو توکامنتای همون پست می نويسم

من

سلام... بسيارزيبا... با منی و اينهمه زمن جدا فروغ فرخ‌زاد شاد باشی و سربلند

آتش روح

سلام به دوست خوبم... اتفاقی با وبت آشنا شدم و خیلی خوشحالم .همواره موفق و پیروز باشی......اگه پیش منم بیای و منو از کامنتت بهره مند کنی خوشحال میشم.....پس به امید دیدارت

آتش روح

سلام به دوست خوبم... اتفاقی با وبت آشنا شدم و خیلی خوشحالم .همواره موفق و پیروز باشی......اگه پیش منم بیای و منو از کامنتت بهره مند کنی خوشحال میشم.....پس به امید دیدارت

@lirez@

سلام آقا مجيد من بعد از مدتها دوباره آپ كردم منتظر حضور گرمت