باز من و ...

   باز شب است و مهتاب و کوچه های تنهایی!
   باز من و شعر و خاطرات رویایی!
   باز دیوانه گی،
            باز پروانه گی،

  
   باز پریدن به هوای تو و آشفته گی!

   ...

  

/ 13 نظر / 27 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رها 2

سلاااااااااااااااااامـــــــــــــــ کجاااااااااااا بودی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ بازم سمیناااااااااررر[عصبانی] بگو که ایندفعه توو دشت لووت بودد[گریه]

رها 2

[گل][گل][گل][گل][گل] برای کم بودنم [گل][گل][گل] [گل][گل][گل][گل][گل]

رها 2

صفحه وبلاگم هنگ می کنه نمی تونم اپ کنم[گریه][گریه] یه عالمه حرف دااااااااااااارم[عصبانی]

رها 2

باز من و باز من و بااااز ...

زهرا طهماسبی(پریشان)بلداجی

یه روز از همین روزا ،دنیا به آخر میرسه زندگی با دل خوشی یا ناخوشی سر میرسه اون غزلها رو برام گفته بودی تو دفترت دورشون بریز ،خیالت نباشه ، فدا سرت فک نکن به اشکای یخ زده ی روگونه هام فک نکن به حرفای بی کلک ِ ترانه هام چشاتو ببند ،ببین ،دنیا چه رنگیه گُلم؟ هی نگو حس می کنم همیشه مونده در گِلم رفتناوُمونداُ،هر کدومش یه رنگیه نوبت من میشه ، فک نکنی زرنگیه !! توی این روزای تاریک ،کی می خواد قصه بگه ؟ حوصله هیچکی نداره ،نمی خواد غصه بگه می دونم خسته شدی چاره چیه ، کی به کیه ؟ این قده نگو خدا ،خدا همین نزدیکیه این روزا زندگیمون راستکی زیرو رو شده بین ما و واژه ها ، فقط بگو مگو شده هر کی از جا((ش)) پا میشه برا خودش شعری میگه چن تا نقطه میزاره بعدش ،شما بگید دیگه... یه روزی نقطه چینا((و))رسوا میشن من می دونم دیگه توی دفترا((و)) جا نمیشن من می دونم

حسام

باز شب است و مهتاب و کوچه های تنهایی! باز من و شعر و خاطرات رویایی! باز دیوانه گی، باز پروانه گی، باز پریدن به هوای تو و آشفته گی! ... ...................... خیلی زیبا بود کوچه گرد عزیز......[گل] کار من....چرا؟ از کجا فهمیدی؟[نیشخند] من تو هیات اتومبیلرانی کار میکنم.... برگزار کننده مسابقات رالی و سرعت[خجالت] .... در ضمن آخری هم افسانه است[ناراحت][گریه]

hosna

سلام..اپم...[گل]

سارا

یلدا یعنی یادمان باشد که زندگی آنقدر کوتاه است که یک دقیقه بیشتر با هم بودن را باید جشن گرفت. یلدایتان مبارک [گل][گل][گل][گل] سلام دوست عزيزم من اومدم با ...[گل]