منتظر...

رو در و ديوار اين شهر

همش از تو يادگاره

توي اين كوچه ي تاريك

منو تنها نمي ذاره

ياد حرفهاي قشنگت

كه تو قلبم لونه مي كرد

ياد دلتنگي چشمات

كه منو بهونه مي كرد

ميزنه آتيش به جونم

پس كجايي مهربونم؟

آخه من ترانه هامو

واسه ي كي پس بخونم؟

دل من هواتو كرده

تو كجايي نازنينم؟

كاشكي بودي و ميديدي

بي تو من تنهاترينم

ميشينم منتظر اينجا

تا تو برگردي دوباره

تا بشيني پاي حرفهام

بريم تا ماه و ستاره

مي دونم مياي يه روزي

يه روزي كه خيلي ديره

يه روزي دل شكستم

سر اين كوچه ميميره...

/ 6 نظر / 15 بازدید
کوچه غريب

سلام .اين يکی حرف نداشت . دلتو دادی ورفتی بروکه پسش نمی دم عوضش يه قلب ساده می دم وچيزی نمی گم.

رها

دل اتيش ميزنی؟ چی شده مجيد ؟ اين شعرت خيلی خاص بود. اينجا پره از ستاره. مراقب خودت باش عزيز دلم.

مهتاب

سلام...شعر قشنگی بود... ممنون که سر می زنی.... من که اصلا فرصت آپ کردن ندارم...

هستی

سلام دوست خوبم به روزم خوشحال میشم بیای ....

همراز(غروب غم)

این دفعه هم به کوچه سلام هم به مهتاب باز معذرت بابت تاخیر این شعر هم خیلی زیبا بود یه پا هنرمندین خوش به حالتون موفق باشین