آخرين قمار...

جز يك بار،

آنروز كه روي چمنها هر كدام گل سرخي در دست داشتيم

گلها را به همداديم و باز هر كدام گل سرخي در دست داشتيم

گل من را بوييديو بازي را شروع كردي

گفتي :من مال تو ام و تو ؟

گفتم :من هم مال تو ام !

بازي تمام شدهبود و نتيجه ها معلوم...

من خودم را بهتو باختم تا تو را بردم

و تو خود راباختي براي من

ديگر هرگز قمارنميكنم

منديگر مني ندارم كه ببازم

منديگر مال تو ام

               گل سرخي دارم كه در باغچه ي قلبم براي هميشه كاشته ام ....

 

/ 1 نظر / 4 بازدید
محسن

سلام متن بسيار زيبايی بود وبلاگ زيبايی داريد موفق باشيد